نمی توم به دنیای وبلاگ نویس ها نزدیک بشم احساس میکنم هزاران سال نوری ازتون فاصله دارم.درد از دست دادن دارم درد سکوت دارم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 2:38  توسط فرنگیس
|
اینجا قلمروی فرمانروایی من است.
بعد سیزده به در چنان ضربه روحی روانی مهلکی خوردم که هنوزم گیج ویج میزنم . عین ادمیمیموندم که میخواد فریاد بزنه اما نمیتونه .باید به شدت توی سفر ابرو داری میکردم .دلم میخواست خون گریه کنم.اما نشد .اینجا ننوشتم چون اینجا شده بو اه ناله نامه های من .دیگه خودمم داشت از خودم حالم به هم میخورد.خلاصه این جوریاست.
گویا دختر خاله محترمم میخواد مزدوج بشه ما یه عروسی افتادیم.
یه اتفاقاتی داره میو فته .باور کنید یه خبر هایی هست.
من دیر رسیدم.خیلی دیر.