تبليغاتX
ماه فرنگ

ماه فرنگ

اینجا قلمروی فرمانروایی من است.

دل فرنگیس بد جوری یه گربه  می خواد یعنی اینقدر در فقر گربه ای به سر می بره که به هر گربه ی چاق و پیری که توی خیابونم هست میگه خوشگله تو اینجا چی کار میکنی؟خلاصه اون پیری ها هم مثل لحاف پهن میشن جلوی پاش فرنگیسم یه مشت و مالی بهشون میده  بعد اون پیشی با چشم زلال نیگاه میکنه به دست و بال فرنگیس میبینه نخیر این ازش هیچی به من نمیرسه میذاره میره محل سگم نمی ذاره .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:2  توسط فرنگیس  | 

دیروز فرنگیس دو تا دختر ناشنوا دید که کلی ازشون خوشش اومد .شیطون و خلاصه همه چی تموم تا چند سانتی متر یشون گرماشون میشد احساس کرد خوب راستش فرنگیس در مقولخ گرما یه نموره هیزه یعنی واسه خودش گرما ی ادم ها رو به بخش هایی تقسیم کرده یه بخش گرمای دلپذیر مثل همین دختر ها یا مادرش  که مشکلی نیست وخیلی دوست داشتنی هست یه بخشیش گرمای حال به هم زن مثل وقتی  نشستی یه جا یه خانوم یا اقایی کنارت میشینه گرما داره منتها دلت اصلا نمیخ واد این گرما بهت وارد بشه .حالا این وسط گرما های جون دار هست که از چند سانتی می تونی حسش کنی و کورسوی گرما هم هست که به زور میتونی حسش کنی .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:4  توسط فرنگیس  | 

راستش وقتی کامنت دوستامو دیدم  یه خورده شرمنده شدم  حالا درسته که فرنگیس سر به هواست ولی دیگه اینقدرم بی معرفت نیست به خداا !

وبازم راستش توی این مدت که ننوشتم که یه اتفاقاتی برای فرنگیس افتاد که کامپلیت زد توی باقالی ها نه اینکه شکست پکست عشقی داشته باشه ها نه!موضوع یه نموره خانوادگی پلیسی بود که گذشت رفت به خاطرات سیاه پیوست.از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون دو سه تا وبلاگ جدید تاسیس کردم که هر چی فک میکنم حتی پسوردشم یادم نمیاد .

ملکه مادر امشب تشریف میارن و توی این مدت منزل ما نه تنها مکان نبود بلکه کلا متروکه شد  .  بی استعداد هستیم در استفاده از امکانات تف تف تف!!! یعنی این فرنگیس از گشنگی هم می مرد غذا نپخت جز دیشب که ابرو داری کرد اخه پسر خالش اومده بود اگه نمی پخت پیش عالم ادم رسوا میشد فرنگیسم که ابرو دار خانم!!!!

بام راستیاتش فرنگیس داره یه دوره ای رو میگذرونه که یه ساله پی اش می گشته اولین جلسه اشم رفته  فقط مشکلش اینه که بد مسیره مجبوره سواره اتوبوس اینا بشه تو ی اون ساعت که بر می گرده عینهو مشک توی اتوبوس تاب میخوره به عقبیها جلویها هی میگه ببخشید ببخشید اونم اصلا انگار نشنیدن یعنی براشون مهم نیست خوب لابد.

خوب لابد میخواید بدونید فرنگیس بلاخره شوور کرد یا نه!!!! نه هنوز شوور نکرده  .لابد می دونید توی این دور زمونه دست و پا کردن یه شوور چقدر سخته ...     .البته اقای استاد هستن هنوز و نصفه نیمه دارن گول میخورن .

راستی نازگل وبلاگت که موجود نمی باشد نه؟

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 18:39  توسط فرنگیس  | 

خوب دقیقا نمی دونم چرا گم و گورشدم اساسا خیلی وقتا خودمم قاطی هستم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 20:15  توسط فرنگیس  | 

دعا ها هم دیگر زور ندارند انگار.
+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 0:19  توسط فرنگیس  |