خونه جدید دوست دارم.
ادمها حرفها و کار هاشون زیاد جدی نگیر.این جوری کمتر حرص می خوری و همین طور غصه.
و ندانست که خدا هست در اندیشه ی ما
زندگیتو جمع و جور کن قبل از اینکه دیگران برات جمش کنن. فرنگیس ماه فرنگی
پ ن :نمیدونم شعر رو درست نوشتم یا نه چون من اصولا همه اشعار اونجور که دوست دارم میخونم.
پ ن : چند روزی نیستم.
و اینجوری بود که بومببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب.
نمیدونم با کی ؟ کجا؟ هماهنگ کردی واسه انفجار اما حق نداشتی.
ندا امد صد بار اگر توبه شکستی باز ااااااااااااااااااااااااااا .اما پلیز کفشاتو در بیار فرش هارو صبح زری خانوم با شامپو فرش شسته.
واسه خلاصی از این فکر ها روی تخت دراز میکشی قوسی و کشی.پنجره ای که باد خنک میزنه تنتو نوازش میده وسوسه سیگار میاد سراغت .یه تاریکی یه دونه خوشحالی... .مید ونی من هیچ وقت عمیقا به عشق اعتقاد نداشتم اینم از اون اعتقاد هاست که کمی منو میترسونه که نمیدونم پشتش چی داره.مثل خیلی چیز های دیگه که اداشو در اوردم ادای عشق و عاشقی رو هم خوب در اوردم خوب کمی خودمم باورم شد اما حتی اگه اشکی هم بود اگه اهی هم بود واسه خودم بود نه واسه مثلا طرف مقابل. قرار نیست هیچی واقعی باشه . مثل خنده هام وتو بایدخیلی ماهر باشی چون من نهایت سعی امو واسه نقشم می کنم .وقتی اینا رو مینویسم انگار دارم با خودم زمزمه میکنم همه اینارو. اما بیشتر وقت ها وجود همین پالتو خوبه لا اقل کسی ازارت نمیده .میدونی سخته ادم از دهن کسا یی که دوس داره حرف های تلخ و بی ریخت بشنوه.گاهی این پالتو به تنم زار میزنه .
فرنگیس وقتی بچه بود امن ترین جا براش وقتی مامانش خونه نبود بالای درخت مو قدیمی تو حیاط بود. از اون بالا مردم نگاه میکرد ... راستی یه بارم فرنگیس هوس کرد اره رو بر داره بره سراغ درخت کاج بلندی که توی حیاط بود و اونو ببره!البته از اونجاییکه واسه دست گرمی این کار میکرد با قطع درخت درخت روی خونشون می افتاد که خوشبختانه جناب سرهنگ که همسایه اشون بود از طبقه بالا اونو دید و فرنگیس فرنگیس جان گویان از این کار منصرفش کرد.انصافا به مادرمم هیچی نگفت...فرنگیس باز هم زمانی که بچه بود گربه های دست اموزشو با یه چوب وادار میکرد روی نرده های توی حیاط راه برن و یه نخم میبست به دور گردنه اون بی چاره ها!!!... خوب سیرک دوست داشت اون موقع ها.
بذار اعتراف کنم وقتی میگم من معتقدم یا اعتقاد من اینه کلی میترسم .نمیدونم این واقعا منم!
مهربونیتو دوس دارم خانومیتو دوس دارم.... اگه چشم فقط بره دنبال چشم ابرو .... .چه حسی داری وقتی پویا اینو میخونه؟من یاد پیر مرد های قدیم میافتم.
دیدی یه روزی به زمین و زمان دلت میخواد فحش بدی!!! اباریکلا الان من تو همون مودم.
خلاصه مهربونیتو دوس دارم خانومیتو دوس دارم .... چه بسیار دلبر زیبا واسه من....مهربونیتو دوس دارم!!!!
همه چی اولش مهمه یا اخرش؟اولین عشق اولین دوست اولین کار.اخرین کار اخرین حرف؟یعنی پنجمی دومی؟یازدهمی؟اینا مهم نیست؟
چرا هر وقت میخوام بگم سر در گم میگم سر در گونی!!!!!
رگبار زدگی هم عالمی داره.
گفت نه اسمشه که جورابه.خلاصه ما رفتیم بالا .اگه بگی ادمیزادی توی این ساختمون بود نبود.خلاصه مدرک گرفتیم زدیم زیر بغلمون داشتیم غر میزدیم تازه ادم های توی حیاطم اصلا به ما نگاه نکردن .اینم از این فقط مونده بود این خانومه با خنده چیز میزاشو به ما بندازه.خلاصه برگشتیم کشو خانومه باز بود کلی جوراب توش بود .خانومه زورد ذرش بست.گفت این برگه رو پر کنید.داشتم اسم خودم دوستمو نوشتم خانومه گفت مبارکه(توی دلش میگفته خوب این دوتا ملنگن)شیرینی من چی میشه.من سرم پایین بود دوستم گفت ایشاالله مدرک اصلی گفت من که نیستم تا اون موقعه.ای دلم میخواست یه انگشتی چیزی بهش هدیه بدم .... .
اوضاع گندی بود از دست دادن چند نفر پشت سر هم و خیلی چیز میز ها ی دیگه همه دست به دست هم دادن منو حسابی ماساژ دادن دستشون درد نکنه!
تا کمتر از یه ماه دیگه میریم خونه جدید من حس خوبی دارم .
عروسی دختر خاله پرید .دیگه مجبورم خودم یه عروسی دست پا کنم.
