سیگار نبود پیپ دادشی رو ور داشتیم دود کردیم ... .عجیب چسبید.بهش میگم میبینی روزگار عجب ابستنه!واسه ما هم چهار پنج قلو.... خیلی بد دهن شدم .مهم نیست. به داداشی میگم چه خوب میشه بزنه یه جای کله امون داغون بشه دیگه درد حس نکنیم.... .
بد بختی اینه که تو میخندی دلقک بازی در میاری فک میکنن هیچی نیست که داغونت کنه.همین خاله ها و فامیل های احمق ما همین جورین .فردا هم مراسم مرده خوری دارن .تو هم باید بری به هزاران دلیلی ریز ودرشت.دلم میخواد بزنم به یه جاده .نمیدونم بگم خدا .نمیدونم یه وقتایی یه چیز های هست که دست خودت نیست چیزیه که واست رقم خورده مثلا پدر و مادرت مثلا اینکه از کدوم خانواده اومدی بیرون اینا چیز هایی که بهت ارث میرسه ... .خواسته نا خواسته با این ها هم سنجیده میشی.بگم هوا میخوام؟بگم چی میخوام؟
خدا لعنتت کنه که رویا کشی میکنی.
اگه یه روز این سر رسید دست کسی بیوفته تازه میفهمه من چه توطئه گری هستم.
معجزه میخوام!!!! نخواستم که دریای نیل برام بشکافی یا نمیدونم مرده برام زنده کنی!راستی منم شاید بتونم یه معجزه داشته باشم مثلا ادم زنده رو مرده کنم!دری وری بود.
تو مترو دقیقا وسطش یه گله خانوم نشسته بودن عین خیالشونم نبود با نشستنشون جای دیگران تنگ کردن.انگار اومدن سیزده به در.
بذار اعتراف کنم از هیچی لذت نمیبرم و ساده ترین چیز برام فراره .فرار از یه رابطه فرار ار تاریکی فرار .... راستش فقط از تنهایی فرار نمیکنم.لذت بیرون رفتن بتنهایی هدفون توی گوشم گاهی با صدای بلند خودمم میخونم. . . .حال بدی نیست بعد سال ها نیاز مند بودن به دوست داشته شدن دوست داشتن عشق دادن و هیچی پس نگرفتن این روز ها ارومم .کمتر نت میام خیلی کم.نمیدونم دوام این حس چقدره؟اما ارامش قبل طوفان نیست.اینو مطمئنم.
اقای د . ک شاید تو راست میگی که من کمبود هامو جبران میکنم با این جور نوشتن اما تو چی؟ من واسه هر کی بخو.ام کامنت میذارم هر چی هم بخوام می نویسم حتی شاید دلم بخواد دری وری فحشم بنویسم تو میتونی پاکشون کنی و نمی تونی به من بگی چی کار کنم یا نکنم؟اینواینجا نوشتم که خیلی احساس زرنگی نکنی .حالا هر کاری خواستی بکن.
