بعد تلویزیون میگه اشوب طلبان بودن!!! بعدم همون سیستم عهد بوقی بمب این حرفا .تصویر یه بسیجی مظلوم کتک خورده.
خوشحالم که مرگ هست بلاخره یه روزی میمیرن!!!! یه روزی تمام این خون ها دامنشون خواهد گرفت خون هیچ وقت پاک نمیشه.من خوشحالم که مرگ هست!!!!
اینجا قلمروی فرمانروایی من است.
بعد تلویزیون میگه اشوب طلبان بودن!!! بعدم همون سیستم عهد بوقی بمب این حرفا .تصویر یه بسیجی مظلوم کتک خورده.
خوشحالم که مرگ هست بلاخره یه روزی میمیرن!!!! یه روزی تمام این خون ها دامنشون خواهد گرفت خون هیچ وقت پاک نمیشه.من خوشحالم که مرگ هست!!!!
وقتی چشم به اگهی افتاد انگار یه تشت اب سرد ریختن روی سرم!مشخصات کامل من توی ستون حدودا پونزده سانتی متری با جزییات اونم نه توی روز نامه در پیتی!!!!!!! بود حالا من به درک! هاپو بد بخت هم که مثلا من خواهان ازدواجم با کلیه مشخصات در امد ..... .وای خدا همش با خودم می گفتم اگه یکی از کس و کار هاپو دیده باشه چی؟ واقعا رسوایی بود.
حالا شما ها بیاین خوشحال باشین که می خواین توی سرنوشت خودتون سهیم باشین !!!!! مشکل من به شخصه با قوه ی مجریه نیست با اون ادم های فلان فلان شده ی هست که این قوانین نوشتن.
خلاصه من اگه می تونستم اخرش این جوریه می رفتم یه پولی می ذاشتم کف دست محضری خلاص!!!!!!!! اما خوب منگلم فک میکنم واقعا باید قانون باشه!!!!!!!!
باید زمان بگذره.فرنگیس دلش میخواد اونا و خیلی ها فراموشش کنن.راستیاتش از سال پیش تا الان خیلی فرق کردم خیلی.انقدر که گاهی به خودم میگم هی تو خودتی؟؟
نه خدایی واقعا این کاندید های عتیقه از کجا در اوردن؟ این که امشب فقط چیز چیز کرد!
والله دیگه به رنگ سبز وقرمز سفید بادنجونی خلاصه هر کوفتی الرژی پیدا کردم. اون زمان که فرنگیس نو جوون بود بین ناطق نوری و خاتمی البت خاتمی اوکی بود واسش از حق نگذریم پرستیژ داشت حر فای عجیب و قشنگ میزد خلاصه اوکی بود! من حس می کنم الانم داریم از یکی دیگه به دیگری پناهنده میشیم .
به خاطر کار های طلاق مامان و اذیت های زیادی که شدیم از اون قاضی فلان فلان شده تا دونه دونه ازگل هایی که اونجا بودن همین یارو ثبتی که یه مهر چسبونده به اون پیشونیش و با چشماش داره میخوره همه رو حالم به هم می خوره یا واسه خودم که یه ساله دارم دنبال اذن ازدواج می دویم.خیر سرم نمی دونستم واسه اینم باید بهشون شیرینی بدم.تا کارم راه بیوفته.اره فرنگیسم خیلی دلش میخواست چاقو بزنه در بره.میدونم که عذاب وجدان ندارم.خواه نا خواه خشن میشی !!!!
بحث های انتخاباتی دیگه توی مجالس روضه خونی هم باب شده و مادر بزرگ ها هم افتادن به گیس گیس کشی.
هوادار های موسوی رو که می بینم یاده دور اولی که خاتمی میخ واست رئیس جمهور بشه می افتم.جوون های که یه نوار سبز به دست کیف یا ماشین دارن.من واقعا نمی دونم موسوی چی کار کرده که امیر کبیر زمان شده؟ حافظه ملی چقدر کوتاه مدته!
کروبی طوری از اختیاراتش حرف میزنه که ادم فک میکنه امپراطور میخواد انتخاب بشه نمی دونم هنوز بچه ها درس مدنی دارن یا نه! یا اینم مثل جغرافی خذف کردن.ولی توی اون درس اختیارات رئییس جمهوری مشخص شده.
این پارچه های سفید توی خیابونم که پر از تبلیغات خاله زنکی هست.در هر حال... .