تبليغاتX
ماه فرنگ -

ماه فرنگ

اینجا قلمروی فرمانروایی من است.

گربه ی دستمو چنگ زد.جای سه تا چنگول مونده   پشت دستم. 

دیشب داشتم فکر می کردم توی این سه سال چه کاری کردم ؟اصلا کاری کردم؟ جواب درستی نگرفتم.

خواهران مک دالین رو دیدم .یه جورایی به فضای زمانه ی ما میخورد.

 چقدر نون پنیر گوجه خوشمزه است.

نوشته هام بیشتر شبیه تیتر های روزنامه شده.

 امروز فرح جون گفت همه می تونن دکتر مهندس بشن اما شاعر نقاش نویسنده کلا هنر مند نه!  من شک دارم.دیشب توی خواب داشتم برای یکی تجویز می کردم برای شوره ی سرش چی بزنه!!! یادم نبود  ویزیتمو داد یا نه.

این کتاب زبان انگلیسی روبه روم نشسته زل زده توی چشمهام میگه بیا تنبل بیا منو بخون.اما من نمیخوام بخونمش.

نمیدونستم اینقدر از ماتیک خوشم میاد امروز فهمیدم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 22:0  توسط فرنگیس  |