تبليغاتX
ماه فرنگ -

ماه فرنگ

اینجا قلمروی فرمانروایی من است.

استاد داره همون بحث های نخ نما رو میکنه راجب اینکه با حمله اعراب ما دیگه خالص نیستیم ما عقبیم و... .به کتی میگم ما از چی عقبیم یهواستاده میگه از چی؟؟؟  بماند که چقدر حرف زد ... .یادم نیست چی گفت .همش تکراری بود .

یه گربه دارم البته بچه هست یاده شوید منو میندازه یادتونه اون باغچه ی اون سگه که همش دوره خودش میچرخید اینم همون جوری وقتی دستمو توی هوا میچرخونم دورم میچرخه کلی اسباب تفریحمه!البته یه کمی از لحاظ عقلی مشکل داره .

 دیروز روز خوبی برام نبود . بزرگترین مشکل من اینه که حرف نمیزنم از خودم از ناراحتیم  .هر وقت سعی میکنم که حرف بزنم نمیشه البته احتیاط همیشه برام هست و شاید یه جور بی اعتمادی .شاید طرز فکرم غلط شده  شاید نباید با خودم فکر کنم وقتی بابا این طوری رفتار کرد از دیگران چه انتظاری میشه داشت اما من میترسم .  دیروز حتی به خل بازی های شوید هم نخندیدم بهش گفتم بره من حوصله ندارم یه پخ بهم کرد بعدش با نازو ادا رفت.

از کلمه خرت و پرت خوشم میاد.

این پستم عجیب شبیه سمساری شده.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 22:47  توسط فرنگیس  |