می توانی انقدر خسته باشی که خواب را که کابوس را حتی مرگ را پس بزنی
جهان جوابم کرده است اتاق از هرای دیوان و کرکسان اکنده است
چراغ را خاموش نکن می ترسم
زمزمه را نکش می ترسم
اه که همین امشب تنها همین امشب
صبحی داشته باشد.
دیگر جهان همیشه افتابی خواهد بود .
چند صباحی نمینویسم .دلم نمیخواد بیام اینجا ناله کنم . .دقیقا الان نمیدونم چه کاری میخوام انجام بدم. میام.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:12  توسط فرنگیس
|