چند شب پیش خواب خونه ی که بچه گی توش بزرگ شدم دیدم .توی حیاطمون پره بوته های گل سرخ بود اما توی خواب این بوته ها خشک شده بودن انگار یکی اتیش زده بودشون.دیشبم خواب دیدم اونجا مخروبه شده .زیاد خواب اونجا رو دیدم اما این اولین باره این مدلی خوابشو دیدم.
وقتی ما وارد اون خونه شدیم من پنج ساله بودم .اولین بار که رفته بودیم اونجا من توی حیاط پشتی گم شدم یعنی یه جورایی جهت گم و گور کرده بودم.پله های طبقه ی دوم برای پاهای من خیلی بزرگ بود.بارها بارها میخواستم با طناب از طبقه دوم بیام طبقه اول.اما مامانم مچم میگرفت .چقدر برادرم میخواست مثل سوپر من از طبقه دوم بپره پایین اما با مامانم سر رسید . اها گفتم فیلم .یادم توی اون دوره مثل الان که توی هر دکون بقالی دی وی دی ریخته نبود اصولا فیلم دیدن امری یواشکی بود .من یادمه یه اقایی در هفته یه شب میومد خونه ی ما توی ساک مشکی فیلم میاورد .فیلم هایی مثل راکی یک و دو و... .دلیجان اتش .فیلم هندی ... .بعدش اقاهه رو گرفتنو خانومش راهش ادامه داد .داشتن نوار ویدیو جرم بود.اون زمان من کارتون لاکی لوک رو دیدم.خوب یادمه این لاکی لوک یه هفته بیشتر خونه ما نبود.