تبليغاتX
ماه فرنگ -

ماه فرنگ

اینجا قلمروی فرمانروایی من است.

تا سوم دبیرستان توی محیط پاستوریزه ای بودم خلاصه فحش محشم هیچی نهشنیده بودم نه میدونستم معنی اش چیه.اما با ورود به یه مدرسه دیگه چشم گوشم باز شد  .کم کم فحش هایی شنیدم که اصلا معنی اشو نمی فهمیدم .کم کم توی خیابونم همون فحش هارو شنیدم خلاصه خیلی چشم گوشم باز تر شد.یه بارم سوم دبیرستان بودم یه مادری از مدرسه شاکی بود اومد کلی دعوا کرد هی به معاون مدرسه میگفت پتیاره پتیاره خلاصه منم که شوت رفتم خونه به مامانم گفتم مامان نمیدونم یکی اومده بود امروز مدرسه هی داد میزد پاره پاره هی معاونمون کفری میشد.بعد از کنکاش مامان که کشف کرد قضیه چی بوده.تا مدت ها من نقل محافل شده بودم همه میخندیدن به من.حالا از من دوستام هستن.یه بار داشتیم راجب فحش ها حرف میزدیم رسیدیم به پفیوز . معنی اش که دوستم گفت بابام برام معنیش کرده .گفتیم بگو ببینیم چیه؟

با خوشحال گفت بابام میگه پفیوز یعنی یوز پلنگی که عصبانی شده و موهاش پف کرده... .

تو یکی رو دوست داری اون تورو دوست نداره یکی دیگه تورو دوست داره تو دوستش نداری و این داستان ادامه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 21:47  توسط فرنگیس  |