وقتی دنیا با همهی عظمتش واسه تو و دلت میشه قده یه فنجون کوچولو.
وقتی حس میکنی یه چیزی داره سمت چپ قفسه سینت تیر میکشه .
میتونی بفهمی چقدر دلت گرفته!
النگو دوست ندارم اما صدای النگو های معتمد اریا توی زیر تیغ یه زنونگی خاصی داره یه چیزها ی فراموش شده ی ته صندوقی رو برام داره.
دایی زیر تیغ خوب گفت که غصه ها خروار خروار میان مثقال مثقال میرن. اگه یه دونه از این دایی داشتم دلم میخواست برم پیشش با هم یه چایی بخوریم .بغلم کنه برام حرف بزنه .حرف هایی که توی هیچ کتابی پیدا نمیشه حرف هایی که فقط از سینه های سوخته بیرون میاد.
پ.ن.امیر بی خیال کلاس تنظیم خانوادت بشو.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 23:45  توسط فرنگیس
|