تبليغاتX
ماه فرنگ -

ماه فرنگ

اینجا قلمروی فرمانروایی من است.

نازگل دعوتم کرده یه بازیه خوب.پنج تا چیزی که دوست دارم بگم.

اول .دوست دارم یه کتاب فروشی خوب بزرگ داشته باشم ماله خودم کنارشم یه کافی شاپ درست کنم با صندلی های لهستانی میزهای بزرگ چوبی .  توشم تنالیته های زرد باشه که با قهوه ای هم خونی داشته باشه.کتاب هاشم که دیگه نگو.تاره کتاب های زیر میزی ممنوع هم داشته باشم جلدشم روزنامه باشه.

دوم.توی یه ده زندگی کنم اما امکانات توپ باشه از امنیتی و غذایی و گرمایی و.... .فقط توی شهر نباشم.شب ها دلم گرفت برم ستاره ببینم.

سوم.یه دوست داشته باشم که خوب باشه خوب واقعیه  .زیر اب همو نزنیم.

چهارم.دو تا گربه داشته باشم  اسم یکی گیلاس باشه یکی البالو.اگه سیاهم باشه عیب نداره.

پنجم.دلم میخواست کسی رو پیدا میکردم یا اون منو پیدا میکرد که واقعا دوسم داشته باشه واقعا .

بیشترم میتونستم بگم منتها .... .

نازنین  و  خزان نوشت و احد و همفری و امیر کامنتی  وگرد ناز و فریناز  رو دعوت میکنم . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 23:25  توسط فرنگیس  |