تبليغاتX
ماه فرنگ -

ماه فرنگ

اینجا قلمروی فرمانروایی من است.

امروز فهمیدم این موش های تحقیقاتی چقدر گرونن!!!

امروز فهمیدم میتونم دور هی واکسن هپاتیتم که تنبلی کردم نرفتم بزنم دوباره دنبال کنم.

امروز خیلی دلم گرفته بود .همشم با خودم حرف میزدم.از این همه شلوغ پلوغی دم

عیدی خوشم نمیاد.

 راجب این فیلم سیصدم هیچی ندارم بگم چون ندیدمش.حوصله اشم ندارم.متا سفانه حس ناسیونالیستی  من یه حس ته صندوقی .

 امیر جان همه ی ما از در گوهر هات فیض میبریم.  شاعرم شدی که!!!    حالا حکایت این  ایمیل چیه؟

روی دیوار های قدیمی نوشته بود بی حجاب انگل جامعه. مثلا یه چیزی توی مایه های گلاب به روتون اسهال چرب .

اتوبوس سواری دوست دارم دم پنجره حوصلت سر نمیره.از اون بالا توی ماشین ها رو دید میزنی.حدس میزنی.بازیه خوبیه!

 دستم سوخته با بخار اب جوش.

من حرفم پس میگیرم اعتراف میکنم جو گیر شدم.نمیشه توقع نداشت.بابا ادم هستیم دیگه .مثلا در برابر بی توجهی کسی که دوستش داریم لبخند بزنیم بگیم من توقع ندارم.نمیشه!!! توقع شاید ناشی از علاقه باشه!!!  نه من که نمتونم لبخند بزنم رستگار بشم.

 

   

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 0:45  توسط فرنگیس  |